************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
سلام دوستان از دوستانی که به حج مشرف شدند، سوالی داشتم خیلی دوست دارم از حس احرام بگن .. آیا احرام فقط ممنوع شدن از انجام یک سری کارهاست؟ یا احرام باطنی رو هم شامل میشه
ثبت نام در: جمعه 4 دي 1388, 12:19 بعدازظهر نامه ها: 4
سلام
ببخشید که سوالتونو میخوام جواب بدم! چون اون حس و حال رو هیچگاه تجربه نکردم :(
من میگم احرام واقعی و اونو اینطوری تعریف میکنم: حرام کردن هر حرامی بر خود تا قیامت!
آخه متاسفانه شخصا گاهی کارایی که حرامن رو برا خودم حلال میکنم! یا در واقع گناه میکنم! گناه کردن یعنی حلال کردن حرام از پیش خود دیگه!! (شرایط خاص و اضطرار رو کار ندارم الان)
کاش هم بشه واقعا محرم شم، هم تو مسجد شجره ...
[ ویرایش شد. جمعه 18 دي 1388, 13:27 بعدازظهر ] در پای قدمگاه تو جــــــــان میگیرم چون اشک به سویت جریان میگیرم
با پیچــــــــــک سبز کاشی ایوانت می رویم و راه آســـــــمان میگیرم
اول بذارين تشكر كنم كه تالار گفتگو رو راه انداختين.. در باره اين حس فقط مي تونم بگم به قول ادبا يدرك و لا يوصف است.. يعني فقط درك مي شود اما قابل بيان نيست
واي...واقعا چه كنيم كه هميشه در احرام باشيم؟! بهتره بپرسيم بهترين كاري كه بايد بكنيم براي اينكه هميشه به ياد خدا باشيم چيه...؟! مگر احرام غير از به ياد خدا بودن و انجام همه ي كارها براي اونه؟! مگر توي احرام هر چيز غير او رو سعي نمي كنيم كه از ياد ببريم؟! مگر در احرام ما علاوه بر خودمون به ديگران فكر نمي كنيم و براي اونها هم طلب خير نمي كنيم؟! خوب اينكه سعي كنيم همون حالت ها رو در همه حال داشته باشيم... شايد بتونه كمك كنه اما چطور ميتونيم؟!؟! والدين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين ياعلي حسام الدین مقدس زاده
آن سفر جسماني است و اين روحاني؛ آن براي دولتمند است و اين براي درويش؛ آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا را؛ آن ترك مال كند و اين ترك جان؛ سفر آن در ماهِ مخصوص است و اين را همه ماه، و آن را يك بار است و اين را همه عمر؛ آن سفر آفاق كند و اين سير انفس؛ راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود؛ آن ميرود كه برگردد و اين ميرود كه از او نام و نشاني نباشد؛ آن فرش پيمايد و اين عرش؛ آن مُحْرِم ميشود و اين مَحْرَم؛ آن لباس احرام ميپوشد و اين از خود عاري ميشود؛ آن لبيّك ميگويد و اين لبيّك ميشنود؛ آن تا به مسجدالحرام رسد و اين از مسجد اقصي بگذرد؛ آن استلام حجر كند و اين انشقاق قمر؛ آن را كوه صفاست و اين را روح صفا؛ سعي آن چند مرّه بين صفا و مروه است و سعي اين يك مرّه در كشور هستي؛ آن هروله ميكند و اين پرواز؛ آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مُقام ابراهيم؛ آن آب زمزم نوشد و اين آب حيات؛ آن عَرَفات بيند و اين عَرَصات؛ آن را يك روز وقوف است و اين را همه روز؛ آن از عرفات به مشعر كوچ كند و اين از دنيا به محشر؛ آن درك منا آرزو كند و اين ترك تمنّا را؛ آن بهيمه قرباني كند و اين خويشتن را؛ آن رمي جَمَرات كند و اين رجم هَمَزات؛ آن حلق رأس كند و اين ترك سر؛ آن را «لافُسوقَ و لاجِدالَ فِي الحَجّ» است و اين را «في العمر»؛ آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين؛ لاجرم آن حاجي شود و اين ناجي؛ خنك آن حاجي كه ناجي است!
الهي؛ عمري آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم.
آيتا... حسن زاده آملي : دور هفتم شده در گوش دلم گفت کسی :. .: باز هم قرعه ی اين خانه به ما می افتد؟ :. karvanekosar.blogfa.com