************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
حاجیان در صحرای عرفات جمع شده بودند و در آن میان کاروانی بود از ایرانیان مقیم آمریکا... مردی با همسر تازه مسلمان شده اش در آن کاروان به چشم می خورد. اما مرد مضطرب بود و دلش ملتهب...! - چه شده؟! سرگردانی؟! به دنبال چه می گردی؟! - همسرم...همسرم را گم کرده ام ... با هم بودیم ، لحظه ای چشم برداشتم و در این شلوغی او را گم کردم!نگرانم...! با هم به همراه چند نفر دیگر به دنبال ایشان گشتیم... دقایقی گذشت...؛ به چادر خودمان که رسیدیم همسر او را دیدیم اما با چشمانی پر از اشک و با حالتی مثال زدنی... مرد گفت: تو را چه شد و چطور اینجا را پیدا کردی...؟! و او گفت: به ما از امام عصر مان گفته بودند که ایشان همه جا به احوال ما آگاهند... لحظه ای که به خود آمدم و خود را در این جا گمشده دیدم ؛ ایشان را صدا زدم و نامشان را خواندم... اندکی بعد مردی آمد و مرا تا به اینجا رهنمون شد!... و از او تشکر کردم و نامش را پرسیدم...و او فرموده باشند: من همانم که صدایش زدی...!
مگر جز این است که در این برهوت کویری همه ما گمشدگان دوران غیبتیم؟! مگر نه این است که بیابان عالم وجود بی آب مطهر حیات بخش مولایمان تبدیل به گلستان می شود؟! مگر دلمان مدت ها آواره و حیران نیست...؟! ای امام مهربان... شهادت می دهم که دلمان مدتهاست ما را به گمراهی های زمانه کشانده و گم شده ایم...! ای نازنین دلدار... گواهی می دهم که سال هاست کاممان از تلخی جور و ستم ظالمان خون است و تشنه است به ماء شیرین معین شما ...! اگر سالهاست دیده ای از دیده گانمان به رخصار زیباتر از ماهتان منور نگردیده ، جز قصور ما چه غذری موجه است؟! ای خوبترین یوسف... در هجر تو هر صبح و شام نامت را بر لبان زمزمه می کنیم... به نگاهت امید داریم و امیدوار! دلمان برای چشمانتان تنگ است... لحظه ای و استجابتی... ای مولای زیبایی ها...!