************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
اصلا دلم نمیخواست بدون نوبت بنویسم... آن هم بعد از نوشتهی زهرا مرادی با این قلم شیوا.. به هرحال ایشان که فعلا زائر بارانی امام رئوف است و حتما این حلقه را آنجا زیاد یاد میکند.. به هرحال امشب نمیشد ننوشت.. بنابراین علیرغم میل باطنیام مینویسم و ثوابش را تقدیم میکنم به همهی حلقهایهای عزیز.. خانم دکتر بنت الشاطی نویسندهیمصری مینویسد:فاطمهی زهراءدر یکی از روزهای آخر عمر خویش، دخترش زینب را در دامان نشانیده بود و سر او را شانه میکرد..او آنگاه چنین ادامه میدهد: ما بانوان برای راحتتر شانه شدن سر خود یا دخترانمان، معمولا یا شانه را خیس میکنیم و یا موهایمان را آب میزنیم.. بیایید بر این بانوی مظلوم گریه کنیم که برای شانه کردن موهای زینب، نیازی به این کار نداشت.. آری.. این اشکهای او بود که سر دخترش را چنان تر میکرد که دیگر آب لازم نباشد..
امروز منزل آقای علامی روضهی فاطمیه بود.. مداحی تبریزی به نام حاج محسن داشت میخواند.. اشعار قشنگی دکلمه کرد.. خلاصهاش این بود که ببین قدر فاطمه چقدر بوده است که پیامبر تمام قامت در مقابلش بلند میشد و او را جای خود مینشاند و دستش را میبوسید.. میگفت بدون تردید بوسهی پیامبر بر دست و بازوی فاطمه از روی عادت و محبت عادی پدر و دختر نبوده بلکه این دستوری از عرش و از ناحیهی خداوند متعال بوده است.. بعد گفت: یک روز به حضرت آیه الله بهجت عرض کردم: آیا مضمون این شعر درست است که بگوییم پیامبر با دستور خداوند چنین میکرد؟ اگر درست نیست بگویید تا دیگر تکرار نکنیم و از روی ناآگاهی چیزی را به خدا نسبت ندهیم.. اما حضرت آقای بهجت فرمودند: بگو و ادامه بده که غیر از این نیست.. تازه یک چیز دیگر هم از قول من بگو.. و آن اینکه پیامبر برای بوسیدن دست زهرا، هرگز دست او را بالا نیاورد.. یعنی همیشه پیامبر خم شد و دست دخترش را بوسید..
حاج محسن مصیبتش را اینطور تمام کرد: دشمنان ولایت، دقیقا مزد پیامبر را دادند.. چون هم دست زهرا را آسیب زدند و هم سینهی او را به میخ در زخمی کردند.. یعنی دقیقا همان دو عضو زهرا را که پیامبر مدام میبوسید و میبویید..
التماس دعا در این شب و روز عزیز.. تا صبح باید بر مادرم بنویسم اما ... ای وای مادرم..