************** این سایت، هر هفته پنجشنبه یا جمعه ها به روز می شود. اسامی دوستانی که برای نوشتن مطلب در سایت اعلام آمادگی کرده اند در ذیل اعلام می شود. که هر هفته، هر نویسنده بر اساس نوبت داده شده، پست خود را ثبت می کند حاج آقا واحدی جناب شهيد گمنام جناب آقاي سيّد ياسين حسيني سركار خانم شكارچي سرکار خانم زهرا ياهو سركار خانم اعظم مولايي سركار خانم مرادي جناب آقاي مقدس زاده سركار خانم فرزانه
تسبیحم کوچک بود و سی و سه دانه بیشتر نداشت؛ سی و سه دانه گلی. دانه های گلی هر کدام قسمتی از من بود .. تسبیح دانه گلی، مرا به یاد خودم می انداخت .. به یاد دانه های کوچک دلم .. هر وقت خدا را زمزمه می کردم .. هر وقت نامش را می بردم ... دانه های کوچک گلی، با اسمش می چرخیدند .. آنجا بود که فهمیدم راز چرخیدن همه ذره ها همین اسم است.. دوستم که به خانه خدا می رفت؛ تسبیح دانه گلی را به او دادم تا با خودش ببرد .. تا حس کنم من هم هستم .. تسبیحم بی تاب بود. بی تاب رفتن و گردیدن .. عمری توی دستهای من گردیده بود و حالا دلش می خواست دور او هم بگردد .. مانند دلم که دیوانه وار به سینه می کوفت تا برود و ببیند و بگردد ... دوستم برگشت .. اما تسبیح دانه گلی هرگز برنگشت .. تسبیح دانه گلی، زیر باران، زیر اشک یکریز فرشته ها حل شده بود .. توی موح هروله و طواف .. از تسبیح دانه گلی دیگر هیچ چیز نماند .. حالا پاره های دلم را به نخ کشیده ام و روزی را دعا می کنم که از این تسبیح هم چیزی نماند .. روزی که تسبیح دلم هم دور او بگردد و پاره شود و دیگر برنگردد .. برگرفته از هفته نامه چلچراغ با کمی تصرف