بسم الله النور
"در مسجدالحرام و کنار بیت ا... به یادتان و دعاکو هستم، جای همکی خالی."
متن اس ام اسی بود که 2 روز پیش دستم رسید
فک کن
از کنار کعبه
یه دوست اس ام اس داده
خدایا یعنی میشد منم ...
شماره ی حاج آقا رو میگیرم
نه
زنگ میخوره، اما برنمیدارن
یعنی الان کجان؟
الان با کی خلوت کردن؟ کجا؟ پشت دیوار ...؟ دعای کمیل؟
خدایا یعنی میشد منم ...
اگه لایق بودم
اگه انقد ارزش از خودم نشون میدادم
امشب
یعنی شب ولادت میوه ی دل ارباب و شبیه ترین مردم به پیامبر خدا (ص)
نجف بودم
کی باورش میشه؟ من و نجف؟؟ نه محاله
ولی اگه لیاقت داشتم همین محال الان رنگ واقعیت میگرفت به خودش
خدایا یعنی میشد منم ...
بعد نمازه
با دوستان نشستیم و مشغول دعای کمیل شدیم
میون اون همه شلوغی
یه گوشه ی دنج تو صحن رضوی
همه این خاطرات در لحظه ای به ذهنم میاد و زیر لب زمزمه میکنم:
اغنیا مکه روند وفقرا سوی تو آیند
ای به قربان تو شاها که تو حج الفقرایی
از کعبه صفای این حرم بیشتر است ...
